مزدك





FastCounter by bCentral
Wednesday, October 15, 2003

٭ Îیáی ÏæÓÊ ÏÇÑã ÈÇÒã ÈäæیÓã


........................................................................................

Wednesday, September 17, 2003

........................................................................................

Sunday, January 12, 2003

٭ Ïáã Êä� ÔÏå ÈÑÇí Çíä æÈáÇ�
ÝÚáÇð ßå äíÓÊã


........................................................................................

Monday, October 28, 2002

٭ پيش از تو آب معني دريا شدن نداشت
شب مانده بود و جرات دريا شدن نداشت
يسيار بود رود در آن برزخ كبود
اما دريغ زهرة دريا شدن نداشت
در آن كوير سوخته, آن خاك بي بهار
حتي عل� اجازه زيبا شدن نداشت
گم بود در عميق زمين قامت بهار
بي تو ولي زمينه پيدا شدن نداشت
دلها اگر چه صا�, ولي از هراس سنگ
آيينه بود و ميل تماشا شدن نداشت
چون عقده�اي به بغض �رو بود حر� عشق
اين عقده تا هميشه سروا شدن نداشت



........................................................................................

Friday, October 11, 2002

٭ يادتونه قصه گون Ùˆ نسيم رو كه Ú¯Ù�تم يك روز براتون ميگم؟ پس بشنويد:
- به كجا چنين شتابان؟
گون از نسيم پرسيد
- دل من گر�ته زينجا,
هوس س�ر نداري
ز غبار اين بيابان؟
- همه آرزويم, اما
چه كنم كه بسته پايم ...
- به كجا چنين شتابان؟
- به هر آن كجا كه باشد به جز اين سرا سرايم.
- س�رت بخير! اما, تو و دوستي, خدا را
چو از اين كوير وحشت به سلامتي گذشتي,
به شكو�ه�ها, به باران,
برسان سلام مارا



........................................................................................

Monday, October 07, 2002

٭ سلام
دوستان عزيز منو ببخشيد
زودي ميام همين جام


........................................................................................

Tuesday, October 01, 2002

٭ با عرض معذرت از محضر همگي ميâ€�خوام از دستشوئي دانشگاه براتون بگم. دستشوئيهاي دانشگاه ما جوري ساخته شدن كه از هر مجموعه در آن واحد Ù�قط دو Ù†Ù�ر ميتونن استÙ�اده كنن Ùˆ خيلي هم كوچيكن. امروز كه وارد دستشوئي شدم! ديدم يكي از دستشوئيها در حال استÙ�اده هستش Ùˆ يكي هم خالي. اما چيزي كه عجيب بود يك كيÙ� زنونه به جالباسي آويزون بود!! پيش خودم Ú¯Ù�تم اي بابا اينجا كه هميشه دستشوئي آقايون بود پس اين كيÙ� زنونه چيه؟ شك كردم كه نكنه من از حواس پرتي يك طبقه اشتباه اومدم Ùˆ اومدو بيرونو نگاه كردم ديدم نه بابا درسته! پيش خودم Ú¯Ù�تم ميرم تو ببينم Ú†ÙŠ ميشه. رÙ�تم تو Ùˆ در رو بستم Ùˆ سر دستشوئي ايستاده بودم Ùˆ دستامو ميسشتم كه ديدم در اون يكي توالت باز شد Ùˆ يك دختر خانم ميâ€�خواست بياد بيرون كه تا منو ديد نزديك بود سكته كنه Ùˆ مثل اينهايي كه دنبالشون كردن يهو Ú¯Ù�ت واااااااي Ùˆ درو بست. از پشت در Ú¯Ù�تم خانم ترم يك هستين؟؟؟ Ú¯Ù�ت بله. Ú¯Ù�تم نترسين يك طبقه اشتباه اومدين.




........................................................................................

Home