| مزدك |
FastCounter by bCentral |
Wednesday, October 15, 2003
........................................................................................ Wednesday, September 17, 2003 ........................................................................................ Sunday, January 12, 2003 ........................................................................................ Monday, October 28, 2002
٭ پيش از تو آب معني دريا شدن نداشت
........................................................................................شب مانده بود Ùˆ جرات دريا شدن نداشت يسيار بود رود در آن برزخ كبود اما دريغ زهرة دريا شدن نداشت در آن كوير سوخته, آن خاك بي بهار ØØªÙŠ Ø¹Ù„Ù� اجازه زيبا شدن نداشت Ú¯Ù… بود در عميق زمين قامت بهار بي تو ولي زمينه پيدا شدن نداشت دلها اگر Ú†Ù‡ صاÙ�, ولي از هراس سنگ آيينه بود Ùˆ ميل تماشا شدن نداشت چون عقدهâ€�اي به بغض Ù�رو بود ØØ±Ù� عشق اين عقده تا هميشه سروا شدن نداشت نوشته شده در ساعت 9:30 AM توسط Mazdak Friday, October 11, 2002
٭ يادتونه قصه گون Ùˆ نسيم رو كه Ú¯Ù�تم يك روز براتون ميگم؟ پس بشنويد:
........................................................................................- به كجا چنين شتابان؟ گون از نسيم پرسيد - دل من گرÙ�ته زينجا, هوس سÙ�ر نداري ز غبار اين بيابان؟ - همه آرزويم, اما Ú†Ù‡ كنم كه بسته پايم ... - به كجا چنين شتابان؟ - به هر آن كجا كه باشد به جز اين سرا سرايم. - سÙ�رت بخير! اما, تو Ùˆ دوستي, خدا را Ú†Ùˆ از اين كوير ÙˆØØ´Øª به سلامتي گذشتي, به شكوÙ�Ù‡â€�ها, به باران, برسان سلام مارا نوشته شده در ساعت 9:57 AM توسط Mazdak Monday, October 07, 2002
٭ سلام
........................................................................................دوستان عزيز منو ببخشيد زودي ميام همين جام نوشته شده در ساعت 1:08 PM توسط Mazdak Tuesday, October 01, 2002
٭ با عرض معذرت از Ù…ØØ¶Ø± همگي ميâ€�خوام از دستشوئي دانشگاه براتون بگم. دستشوئيهاي دانشگاه ما جوري ساخته شدن كه از هر مجموعه در آن ÙˆØ§ØØ¯ Ù�قط دو Ù†Ù�ر ميتونن استÙ�اده كنن Ùˆ خيلي هم كوچيكن. امروز كه وارد دستشوئي شدم! ديدم يكي از دستشوئيها در ØØ§Ù„ استÙ�اده هستش Ùˆ يكي هم خالي. اما چيزي كه عجيب بود يك كيÙ� زنونه به جالباسي آويزون بود!! پيش خودم Ú¯Ù�تم اي بابا اينجا كه هميشه دستشوئي آقايون بود پس اين كيÙ� زنونه چيه؟ شك كردم كه نكنه من از ØÙˆØ§Ø³ پرتي يك طبقه اشتباه اومدم Ùˆ اومدو بيرونو نگاه كردم ديدم نه بابا درسته! پيش خودم Ú¯Ù�تم ميرم تو ببينم Ú†ÙŠ ميشه. رÙ�تم تو Ùˆ در رو بستم Ùˆ سر دستشوئي ايستاده بودم Ùˆ دستامو ميسشتم كه ديدم در اون يكي توالت باز شد Ùˆ يك دختر خانم ميâ€�خواست بياد بيرون كه تا منو ديد نزديك بود سكته كنه Ùˆ مثل اينهايي كه دنبالشون كردن يهو Ú¯Ù�ت واااااااي Ùˆ درو بست. از پشت در Ú¯Ù�تم خانم ترم يك هستين؟؟؟ Ú¯Ù�ت بله. Ú¯Ù�تم نترسين يك طبقه اشتباه اومدين.
........................................................................................نوشته شده در ساعت 1:14 PM توسط Mazdak
|